

گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱ معتبر
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱ ( ISO 27001:2013) در رابطه با مدیریت امنیت اطلاعات سازمان هایی که در خصوص IT فعالیت دارند صادر می شود. متقاضیانی که خواهان دریافت این استاندارد هستند حتما باید پیاده سازی آن انجام داده تا بتوانند تاییدیه ای برای ممیزی گرفته و در نهایت موفق به کسب گواهینامه ایزو شوند.
اخذ گواهینامه این استاندارد کاملا اختیاری بوده و سازمان میتوانند در صورت تمایل گواهینامه آن را دریافت نکنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله ای که جمع آوری کرده ایم را مطالعه کنید و در رابطه با گواهینامه ایزو 27001 هرگونه سوال یا ابهامی در ذهن شما وجود دارد همکاران ما شما را راهنمایی میکنند و برای پاسخگویی به شما در هر ساعت از شبانه روز حاضر به ارائه خدمت هستند.
آنچه در این مقاله میخوانید:
تعریف استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱:
تاریخچه ی استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱:
ساختار استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱:
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱ (سیستم مدیریت امنیت اطلاعات):
الزامات اجباری جهت صدور گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱:
دریافت گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱ معتبر:
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱
تعریف استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱:
مطالب مرتبط با موضوع
سیستم کنترل و مانیتورینگ اتاق سرور
عیوب سیستم های هوشمند سازی اتاق سرور
سنسورها و فیچرهای ایمنی اتاق سرور
ایزو ۲۷۰۰۱ استانداردی جهانی است که دستورالعمل های اساسی نظام مدیریت امنیت اطلاعات را مشخص می کند. این استاندارد قابل ممیزی بوده و کنترل امنیت منتخب شده را تضمین می کند. وظیفه ی اصلی استاندارد ۲۷۰۰۱ کمک به ارگان ها در خصوص حفاظت اطلاعات خود و جلب اعتماد مشتریان و قسمت های ذی نفع می باشد.
این استاندارد پروسه ای جهت تنظیم، پیاده سازی، اجرا، بازبینی، نظارت، نگهداری و توسعه نظام مدیریت امنیت اطلاعات به وجود می آورد. استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱ جمع آوری شده ی بخش هایی از کنترل ها و برنامه های امنیتی است که جهت همسان سازی با ایزو ۲۷۰۰۲ جهت صدور گواهینامه تنظیم می شود.
تاریخچه ی استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱:
در سال ۱۹۹۵ توسط گروه بی اس آی انگلستان استاندارد BS 7799 به وجود آمد که البته طراح اصلی آن سازمان صنعت، معدن و تجارت کشور بریتانیا است.
بخش اول: در سال ۱۹۹۸ بروزرسانی شد که شامل برترین و کلی ترین تجربیات امنیت اطلاعات می باشد و در سال ۲۰۰۰ بعد از صحبت ها و مشارکت استاندارد های بین المللی، ایزو ۲۷۰۰۱ توسط سازمان جهانی ایزو تحت نظارت ایزو ۱-۷۷۹۹ منتشر شد که در خصوص مدیریت امنیت اطلاعات فعالیت کند.
استاندارد ایزو ۱-۷۷۹۹ در سال ۲۰۰۵ بررسی و در آخر سال ۲۰۰۷ با اسم ایزو ۲۷۰۰۱ در گروه ۲۷۰۰۰ جایگاه گرفت.
بخش دوم: برای بار اول در سال ۱۹۹۹ به واسطه ی گروه بی اس آی با کد BS 7799 به نام سیستم مدیریت امنیت اطلاعات – راهنمای کاربردی منتشر شد، استاندارد ایزو ۲-۷۷۹۹ BS به فرایند پیاده سازی نظام مدیریت اطلاعات نظارت کرده و بعد از گذشت مدت ها این استاندارد به ایزو ۲۷۰۰۱ تغییر داده شد.
بازنگری پایانی و نهایی این استاندارد در سال ۲۰۱۳ انجام شد و سازمان ملی ایزو ۲۷۰۰۱ را با دیگر استاندارد ها مطابقت داد و آن را منتشر کرد.
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱
ساختار استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱:
مقدمه
_ استفاده از رویکرد استاندارد
دامنه کاربردی
_ شاخصه های عمومی
_ISMS های متناسب با ارگان
_ اندازه و نوع فعالیت
نکته های اصلی و مهم
_ رعایت الزامات استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱
_ اجرای اختیاری استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱
تعاریف واژه ها
_ مختص به ارگان هایی است که استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱ را جایگزین کرده اند
زمینه نهادی
_ درک کردن بنیاد نهاد
_ درک نیاز ها
_ برآورد انتظارات
_ تعریف ISMS
_ پیاده سازی SIMS
_ سازگاری نهاد با ISMS
رهبری و مدیریت
_ متعهد بودن مدیریت
_ تخصیص مسئولیت پرسنل
_ پیشبرد اهداف ارگان
برنامه ریزی صحیح
_ شیوه ی تشریح داده
_ شناسایی اجزاء
_ تجزیه و تحلیل مسائل
_ برنامه ریزی حل و فصل مخاطره های اطلاعاتی
_ تعیین اهداف اطلاعاتی
پشتیبانی
_ تهیه و تنظیم منابع مستند سازی اطلاعات نهاد
عملیات
_ جزئیات انجام عملیات و ریسک پذیری
_ مستند سازی اطلاعات
ارزیابی و بررسی عملکرد
_ اندازه گیری
_ نظارت
_ بررسی و بازبینی
_ ممیزی گرفتن
_ بررسی کنترل امنیتی
_ رویه های انجام عملیات
_ بهبود سیستم مدیریت
بهبود
_ به دست آوردن اطلاعات حسابرسی
_ بازبینی انطباق ها
_ اقدامات اصلاحی
_ دسترسی به استاندارد ISMS
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱ (سیستم مدیریت امنیت اطلاعات):
گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱ یک مدرک ایزو است که به کلیه نهاد ها در ایمن نگداشتن و مدیریت اطلاعات محرمانه خود کمک می کند. گواهینامه بین المللی ایزو ۲۷۰۰۱ چارچوبی است که به سازمان ها یاری می رساند تا از اطلاعات مالی، کلیات معنوی و داده های حساس مشتریان محافظت کند. کار های ایمنی اطلاعات در این بابت کاملا انجام شده است.
ارگان هایی که گواهینامه ایزو 27001 را دریافت کرده اند برای نشان دادن کیفیت ارگان خود کلیه دستور العمل های این استاندارد را اجرا کرده و مطابق آن عمل می کنند و همچنین نیاز و خواسته های این استاندارد را برآورد می کنند. دریافت این گواهینامه یک امر اختیاری است و سازمان ها می توانند آن را اجرا نکنند.
ایزو ۲۷۰۰۱ همرا با استاندارد ایزو ۹۰۰۱ باعث هماهنگی و صحت عمل کیفیت خدمات ارگان ها می شود.
این گواهینامه نشان دهنده آن است که نظام مدیریت امنیت اطلاعات مطابق یک استاندارد برتر عمل می کند، صدور گواهی ایزو ۲۷۰۰۱ توسط نهاد شخص ثالث انجام می شود و این خود نشان دهنده آن است که شما تمام کار های لازم جهت حفاظت داده های حساس در برابر اصلاح و دسترسی غیر مجاز انجام داده اید و کاملا ایمن پیش می روید.
الزامات اجباری جهت صدور گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱:
ایزو ۲۷۰۰۱ یک استاندارد رسمی و قانونی برای ISMS است که دو هدف جدا از هم را پشتیبانی می کند:
سازمان هایی که در سطح بالاتر قرار دارند می توانند برای اجرای سیستم ISMS اقدام کنند.
می توانند به گونه ای مدرک ایزو صادر کنند که برای ارزیابی و انجام الزامات قانونی سازمان انجام شود.
الزامات اجباری این استاندارد شامل موارد زیر می باشد:
در محوطه کاری ISMS
سیست مدیریت اطلاعات
شیوه ی ارزیابی و بررسی خطرات اطلاعاتی
شیوه ی پردازش ریسک اطلاعاتی
هدف مدیریت امنیت
مدرک صلاحیت پرسنل اداره امنیت اطلاعات
دیگر گواهی مستند ISMS
مدرک برنامه ریزی و کنترل عملیاتی
نتایج ارزیابی مخاطره ها
تصمیم گیری های ریسک پذیر سازمان
شیوه ی اندازه گیری امنیت داده ها
برنامه ریزی حسابرسی داخلی و ارزیابی حسابرسی اجرا شده
مشاهده ی ارزیابی های مدیریتی
تطابق شناسایی شده
دریافت گواهینامه ایزو ۲۷۰۰۱ معتبر:
سازمان هایی که خواهان دریافت گواهینامه ایزو 27001 معتبر هستند باید ابتدا شرایط و نحوه ی صدور گواهینامه ی مراجع صادر کننده را بسنجند و بعد از آن بر حسب نیاز و هدف سازمان خود نهاد صدور گواهینامه ایزو را مشخص کنند.
مشخص کردن مراجع صدور گواهینامه باعث می شود مشتری توانایی تصمیم گیری اینکه در چه سطحی این اقدامات و خدمات را انجام دهد را داشته باشد تا موفق به انجام ممیزی و در نهایت دریافت گواهینامه ایزو شود.
به طور کلی مشتریانی که خواهان دریافت این استاندارد هستند باید بر اساس آخرین ورژن منتشر شده آن فعالیت خود را شروع کنند.
برای دریافت مشاوره رایگان جهت پیاده سازی استاندارد ایزو ۲۷۰۰۱ با شماره های زیر تماس بگیرید و یا میتوانید از طریق پر کردن فرمی که در سایت درج شده اقدام نمایید
برگرفته از سایت ایزو.

هکری با نام مستعار ChinaDan اطلاعات بیش از 1 میلیارد شهروند چینی رو در فروم های هکری با قیمت 10 بیت کوین (حدود 200 هزار دلار) برای فروش قرار داده است. در صورت تایید صحت این اطلاعات، بزرگترین هک تاریخ درچین به ثبت خواهد رسید.
لیست بزرگترین هک های سال 2022
هکر مذکور مدعی شده حجم این اطلاعات که حدود 23 ترابایت هست، از طریق دسترسی به دیتابیس پلیس ملی شانگهای چین به دست آورده و ایشون 750 هزار رکورد از این اطلاعات رو به عنوان نمونه قرار داده که هر رکورد شامل اسم، ادرس، شناسه ملی، شماره موبایل و حتی سوابق جنایی اون شخص هم هست!
خبرنگار وال استریت ژورنال با 5 نفر از این افراد تماس گرفته و هر 5 نفر صحت اطلاعات منتشر شده برای خودشون رو تایید کردند. 4 نفر دیگه هم به محض اینکه خبرنگار اطلاعات هویتی ساده مثل اسم آنها را خوانده، تلفن رو قطع کردن.
تیم امنیتی صرافی بایننس هم نشت این اطلاعات رو رصد کردند و به گفته چانگ پنگ ژائو، مدیرعامل این صرافی، این نشت حاصل اشتباه یکی از برنامه نویسهای دولتی هست که اطلاعات دسترسی به دیتابیس Elastic Search پلیس شانگهای رو به اشتباه در یکی از مطالب فنیش در CSDN (فروم برنامه نویسهای چینی) به صورت عمومی منتشر کرده است.
در نتیجه هر کسی با این استفاده از اطلاعات دسترسی (چیزی مثل پسورد برای دسترسی به منابع مختلف) می توانست به دیتابیس پلیس که روی سرورهای Aliyun شرکت Alibaba قرار دارد دسترسی پیدا کند.
تاکنون دولت چین هیچ واکنشی نسبت به این نشت اطلاعاتی نشون نداده ولی شبکه های اجتماعی بزرگ چین مثل WeChat و Weibo این خبر رو به شدت سانسور کردن تا جلوی انتشار اون رو بگیرند و هر پیام و پستی که شامل کلماتی مثل "نشت اطلاعاتی" باشد را سانسور می کنند ولی کاربران مختلف از تماسهای متعدد خارجی با موبایلشون گلایه کرده اند.
مردی به نام Wei که طبق اطلاعات نشت پیدا کرده، در گذشته 30 هزار یوان از اون کلاهبرداری شده بود، بعد از شنیدن این اطلاعات از خبرنگار وال استریت ژورنال گفته ما همه برهنه در حال دویدن هستیم، که به زبان عامیانه معنی اون هست که هیچ حریم شخصی در چین نداریم.
خدمات مشتری در ظاهر یک مفهوم ساده است: حمایتی که شما به مشتریها ارائه میدهید. اما این مفهوم به ظاهر ساده، خواب را از چشمان بسیاری از شرکتها که با مشتری سر و کار دارند، ربوده است. کابوس آنها این است که مبادا نتوانند رضایت مشتری را جلب کنند و با دستان خود، او را به شرکتهای رقیب سوق دهند. مشکل کجاست؟ چرا کلاف سردرگم خدمات مشتری، از هم باز نمیشود. من و همکارم جاناتان پس از تحقیقات به این نتیجه رسیدیم که در حوزه خدمات مشتری، بزرگترین ایراد کار مدیران این است که بیشتر اوقات، فقط روی مسائل روزانه و تاکتیکی تمرکز دارند اما در ایجاد و توسعه فرصتهای استراتژیک و بلندمدت خدمات مشتری شکست میخورند، در حالی که این فرصتها هستند که مشتریان کلیدی شما را حفظ و گسترش میدهند. یک مثال معمول برایتان میآورم:
سه گام تا نوآوری استراتژیک در خدمات مشتری
چند سال پیش ما یک کارگروه با موضوع خدمات مشتری برای مدیران اجرایی ترتیب دادیم. حدود ۳۰ مدیر ممتاز برای یک جلسه یکروزه گرد هم آمدند. ما آخرین یافتههای تحقیقاتمان را با آنها مطرح کردیم و از رهبران هتلهای زنجیرهای ریتز کارلتون، دیزنی و چند شرکت پیشگام در عرصه خدمات مشتری دعوت کردیم تا دانستههای خود را در اختیارمان بگذارند. در پایان روز، جلسهای تشکیل دادیم که در آن، شرکتکنندهها نظرات و تجربیات خود را در رابطه با ارتقای خدمات مشتری مطرح کردند.
جلسه را با این سوال شروع کردیم: «خدمات مشتری چیست؟» در پاسخ به این سوال ساده و صریح، جوابهای مختلفی شنیدیم که کمابیش انتظارش را داشتیم. یکی گفت پاسخ دادن به تلفن در ۳۰ ثانیه. یکی دیگر گفت چرخه سفارش سریع. دیگری گفت ارتقای نرخ تکمیل سفارش. یکی دیگر گفت خدمات مشتری یعنی اجازه ندهیم «گرگم به هوای تلفنی» اتفاق بیفتد. (پدیده گرگم به هوای تلفنی اشاره به مواقعی دارد که شما سعی دارید با کسی تماس بگیرید اما او جواب نمیدهد و شما ناچارا برایش پیغام میگذارید. او پس از دریافت پیغامتان، با شما تماس میگیرد اما اینبار، شما در دسترس نیستید و حالا او، پیغام میگذارد. این پروسه اینقدر ادامه پیدا میکند که شبیه به بازی گرگم به هوا میشود.) و پاسخهایی از این قبیل. وجه اشتراک این پاسخها این بود که همه آنها معیارهای عملیاتی تاکتیکی بودند.
مهمتر اینکه، همهشان معیارهای داخلی بودند. این یک مشکل متداول است. نرخ تکمیل (Fill Rate) را در نظر بگیرید. این نرخ یعنی درصد سفارشهای یک مشتری، که میتوانید بلافاصله و از موجودی فعلیتان، تامین و ارسال کنید، بدون آنکه مشتری، با عدم موجودی مواجه شود یا کم و کاستیای در تحویل سفارشها وجود داشته باشد. حال سوال اینجاست که نرخ تکمیل بالا به چه درد میخورد اگر مشتری شما، کلی محصول اشتباهی دریافت کرده باشد؟ اگر میزان سفارشهایش، دو برابر مقدار موجودی باشد چطور؟ یا فرض کنید در دریافت خدمات با اختلال بزرگی مواجه شده و با شما تماس گرفته. پاسخدهی فوری به مشکلی که اصلا نباید پیش میآمد چه فایدهای دارد؟
در حوزه خدمات مشتری، معیارهایی مهمند که آنچه مشتری واقعا تجربه میکند را انعکاس میدهند نه آنچه شما در عملیاتهای خود تجربه میکنید. ادغام این دو، یک فرض اشتباه است. علاوه بر این، یک عامل دیگر هم مهم است: «ذهنیت» مشتری از خدمات که مدیران غالبا و به اشتباه، فکر میکنند نشاندهنده تجربه مشتری از خدمات واقعی است. اما در واقع، ذهنیت مشتری نسبت به خدمات، تا حد زیادی متاثر از بدترین تجربه اوست، نه میانگین تمام تجربیاتش. حتی اگر مشتری به ندرت تجربیات بد داشته باشد، باز هم آنها بیشتر در خاطرش میمانند (اگر یک بار یک غذای افتضاح در رستوران خورده باشید، حتما آن را به یاد دارید).
در پایان جلسه، مدیران لیستی بلند از معیارهای خدمات مشتری تاکتیکی در مقابل ما قرار دادند. ما هم یک سوال دیگر از آنها پرسیدیم: «رقیب شما چه کاری میتواند بکند که بدترین کابوس شماست؟» گروه ابتدا ساکت بودند. پس از چند دقیقه، بحث داغ شد و مسیرش تغییر کرد. جوابها از نظر فرم و محتوا متفاوت بودند اما پیام ضمنی همه آنها یکی بود: «اگر رقیب من بتواند از نظر داخلی، هماهنگ شود تا سوددهی، فرآیندهای کسبوکار و جایگاه استراتژیک مشتری بهبود یابد، من بدجور به دردسر میافتم. مشتری قطعا ارتباطش را با ما قطع میکند و بدون تردید، سراغ رقیب میرود.»
بهبود سوددهی، فرآیندهای کسبوکار و جایگاه استراتژیک مشتری، یک موفقیت استراتژیک بزرگ در حوزه خدمات مشتری بود که ظاهرا برایشان از هر چیزی مهمتر بود. به همین خاطر، سوال بعدی را که یک سوال منطقی بود، مطرح کردیم: «اگر این استراتژی نهایی موفقیت است و اگر راز موفقیت در رقابت را میدانیم، چرا از اول انجامش نمیدهیم؟ آنطور که پیداست، این یک فرصت طلایی برای حفاظت از بهترین مشتریانمان و دزدیدن گوی سبقت از رقباست.» پاسخ آنها به این سوال هنوز هم در ذهن من و همکارانم طنین میاندازد. تقریبا همه افراد گروه به شکلهای مختلف و با کلمات مختلف، یک پیام را رساندند: «نمیتوانیم. از دستمان ساخته نیست.» چرا نمیتوانند؟ مانع اصلی میان رهبران این بود که نمیتوانستند واحدهای عملیاتی را با هم هماهنگ کنند و آنها را برای طراحی برنامههای استراتژیک و نوآورانه خدمات مشتری، گرد هم آورند. این مشکل زمانی اتفاق میافتد که گروهها بیش از حد روی اهداف و معیارهای واحد خودشان متمرکز هستند، از جمله معیارهای داخلی تاکتیکی.
مدیریت معیارهای تاکتیکی خدمات مشتری معمولا بر عهده یکی از واحدهای سازمان است. این در حالی است که لازمه نوآوریهای استراتژیک این حوزه، ایجاد هماهنگی میان فعالیتهای چند واحد است. در اینجا ما به تعریف مفهومی میپردازیم که نامش را «بیتفاوتی سازمانی» میگذاریم. این پدیده، ناشی از عدم همکاری از روی بدخواهی نیست. دلیلش این است که مدیران سایر واحدها معمولا روی معیارهایی تمرکز دارند که از نظر مدیران بالا، مهم است و باید در برابرشان پاسخگو باشند. برای شکستن این دیوار سازمانی و ایجاد نوآوریهای استراتژیک در حوزه خدمات مشتری، رهبران باید یکسری پروژههای آزمایشی طراحی کنند: منظور ما فرصتهای محدودی با هدف آزمون و خطا و کشف پتانسیل نوآوریهای موفقیتآمیز است.
سرعتبخشی به تغییرات از طریق پروژههای آزمایشی
همه شرکتها با این دو مشکل مواجهند: اجرای نوآوریهای خدمات مشتری در یک بستر حقیقی و غلبه بر بیتفاوتی سازمانی. بسیاری از آنها نمیتوانند اقدام قاطعانه انجام دهند و اگر رقیبی، این قابلیت را داشته باشد و میان واحدها هماهنگی ایجاد کرده باشد، میتواند آنها را از میدان رقابت حذف کند. در اینجا مثالی از شرکتی میآورم که این را به درستی اعمال کرده. حدود ۳۰ سال پیش، زیرمجموعه یک شرکت خدمات درمانی کانادایی به نام باکستر تصمیم گرفت همراه با یک مشتری درباره نحوه ایجاد نوآوریهایی که به نفع طرفین باشد، تحقیق کنند. مشتری، یک بیمارستان کوچک بود. انتخاب باکستر بسیار هوشمندانه بود چون فضا برای نوآوری ایدهآل بود: یک بیمارستان نسبتا کوچک که به تازگی افتتاح شده بود. یکسری نیروی جدید داشت، نیاز بود که فرآیندهای جدید توسعه یابند و مدیرعامل جوان بیمارستان، مشتاقانه به دنبال نوآوریهایی بود که صنعت درمان را دگرگون کنند.
باکستر و مدیرعامل بیمارستان یک تیم مشترک تشکیل دادند تا روشهای جدید برای همکاری با یکدیگر را کشف کنند. طی این فرآیند، آنها توانستند چند نوآوری در حوزه زنجیره تامین ایجاد کنند از جمله نخستین مدل انبارداری توسط فروشنده که حالا در حوزه درمان، جا افتاده است.
این فرآیند دو خروجی مهم داشت.
اولا، از آنجا که بیمارستان یک مشتری کوچک محسوب میشد، مدیران ارشد باکستر میتوانستند با ریسک کم، مدل جدید را اجرا کنند. و چون با یک سازمان جدید سر و کار داشتند، میتوانستند فرآیندهای واقعی را در یک موقعیت «زنده» اصلاح کنند.
دوما، این پروژه آزمایشی به مدیران باکستر این امکان را میداد که بیایند و از نزدیک، نحوه اعمال فرآیندها را ببینند و در توسعهاش شرکت کنند. آنها میتوانستند با پرستاران، پزشکان و کادر اداری صحبت کنند تا ببینند کارها چطور پیش میرود. طی فرآیند، بسیاری از مدیران باکستر که به بیمارستان سر میزدند، توصیههایی در رابطه با بهبود فرآیند به تیم مشترک ارائه دادند. با اجرای این پیشنهادها، تیم توانست حمایت گستردهای از سوی آنها دریافت کند و همزمان، فرآیندها را نیز بهبود بخشد. برعکس این مورد، مربوط به شرکتی به نام «بل» بود که در چندین ایالت جنوبی آمریکا فعالیت داشتند. این شرکت قدرتمند و موفق در واقع یک نیروگاه منطقهای بودند که منابع کافی در اختیار داشتند. رهبران سازمان داشتند تصمیم میگرفتند که آیا خدمات پهنای باند را برای مشتریان توسعه دهند یا نه، و اگر تصمیم بر آن شد، چطور آن را ساختاردهی و حمایت کنند. روش بدیهی این بود که تحقیقاتی سنتی در بازار انجام دهند که احتمالا نشان میداد مشتریها در کل نسبت به آن تمایل دارند اما نه آنقدر که بخواهند کل هزینه خدمات را بپردازند.
همزمان اما، افراد نوآور سازمان که همکارم جاناتان با آنها کار میکرد، یک پیشنهاد جایگزین ارائه دادند: اجرای یک پروژه آزمایشی. تصمیم گرفتند میان یک جامعه کوچک و سطح بالا از طریق پهنای باند، ارتباط برقرار کنند که بتواند جوامع مهم شهر را از طریق این شبکه به هم پیوند دهد (مدارس، جوامع ورزشی، کلوپها و ...). آنها معتقد بودند این به مشتریها فرصتی میدهد که روشهای ارتباطی جدیدی پیدا کنند و ارزش این نوآوری را همان ابتدا حس کنند.
شرکت با این نوآوری استراتژیک در حوزه خدمات مشتری میتوانست در عرصه خدمات مبتنی بر اینترنت، پیشگام شود و از رقیبان خود، دهها گام پیشی بگیرد.
بل دارای منابع فراوانی بود. اما نوآوران سازمان نتوانستند حمایت مدیران سایر واحدها را جلب کنند چون آنها معتقد بودند اجرای این طرح آزمایشی هیچ نفعی برای واحد خودشان ندارد و ترجیح میدادند منابع را به پروژههای تاکتیکی خدمات مشتری واحد خودشان اختصاص دهند که شاید منافع ناچیزی داشت اما حداقل قابل اندازهگیری بود.
در نهایت، واحد مالی سازمان پروژه را نابود کرد و توجیهشان این بود که در مقایسه با برنامههای عملیاتی جاری، بازگشت کافی ندارد.
این شرکت که در صنعت خودش، غولی بود رفتهرفته محو شد و با یک زیرشاخه دیگر بل، ادغام شد. آن هم با زیرشاخه بعدی ادغام شد.
سه گام تا ایجاد خدمات مشتری استراتژیک و پیشرفته
یک برنامه سه مرحلهای هست که تیمهای مدیریتی خلاق میتوانند برای طراحی پروژههای آزمایشی خدمات مشتری استراتژیک به کار ببرند. پروژههای آزمایشی کمک میکنند در حین انجام کار، یاد بگیرید و بر بیتفاوتی سازمانی غلبه کنید:
ایجاد تغییر همزمان با پیشرفت بیشتر اوقات، مهمترین نتایج یک پروژه، فقط پس از تکامل پروژه به مرور زمان مشهود میشوند که این شاید سالها طول بکشد. تغییرات مرتبه دوم و سوم، از همه قدرتمندترند چون منعکسکننده تجربه و بازخورد آنی مشتری هستند. پروژه باکستر، همزمان که تیم با پرسنل بیمارستان همکاری میکردند و نیازها و نگرانیهای جدیدشان را لحاظ میکردند، بارها اجرا و اصلاح شد. به ندرت پیش میآید که یک سرمایهگذاری خطرپذیر موفق، همان برنامه اولیه را تا آخر پیش ببرد. کلید موفقیت، درس گرفتن از تجربیات و تکامل سریع است. سرمایهگذاران موفق این را به خوبی میدانند.
همتایان خود را همان ابتدا دخیل کنید
نوآوری استراتژیک در حوزه خدمات مشتری، مسالهای مربوط به کل سازمان است. همتایان عملیاتی خود را از سایر واحدها فرابخوانید و آنها را از همان ابتدا در اجرای پروژه دخیل کنید. اجازه دهید در شکلگیری پروژه کمک و کشف کنند که اجرای آن چه مزایای مستقیمی برایشان خواهد داشت. اگر این فرصت را به آنها دهید، خواهید دید که خودشان در طول فرآیند، قهرمان خواهند شد. مثلا معاون بخش زنجیره تامین باکستر خیلی دوست داشت یک سیستم جمعآوری جدید و اتوماتیک را امتحان کند. او میتوانست آن را در پروژه آزمایشی بگنجاند تا امکانپذیری و نتایج اقتصادی آن را در عمل ببیند. بهعلاوه، وقتی تیم فروش، افزایش ۳۵درصدی درآمد ناشی از این مشتری بانفوذ را دیدند، خودشان هم با اشتیاق به پروژه پرداختند.
وقتی نوآوری مربوطه، ارزش خود را اثبات میکند و مورد اقبال گسترده قرار میگیرد، مدیران ارشد میتوانند به آن متعهد شوند و برنامهریزیهای عملیاتی واحدها، تخصیص منابع و سیستمهای پاداشدهی را طوری تغییر دهند که امکان رشد و موفقیت پروژه را فراهم کند.
سخن آخر
مدیریت معیارهای تاکتیکی خدمات مشتری معمولا بر عهده یکی از واحدهای سازمان است اما نوآوری استراتژیک در این حوزه که منعکسکننده تجربه واقعی مشتری باشد، بر عهده یک واحد یا عملیات نیست بلکه نیازمند همکاری و هماهنگی میان تمام واحدهاست.
موفقیتها و پیشرفتهای بزرگ در حوزه خدمات مشتری استراتژیک به شما کمک میکند سوددهی، اثربخشی فرآیندهای کسبوکار و جایگاه استراتژیک مشتری خود را تحت تاثیر قرار دهید. اینها اهداف نهایی موفقیت در حوزه خدمات مشتری هستند. مدیرانی موثرند که برنامه جامعی طراحی کنند که به نوآوری در حوزه خدمات مشتری بینجامد، اما بر پایه مهارتهای روزانه و تاکتیکی.
برگرفته از دنیای اقتصاد
دنیای اقتصاد نوشت
حدود یک دهه پیش، ۴ استاد دانشگاه از فرانسه و بلژیک دو کاسه اسمارتیز در مقابل داوطلبان گذاشتند و از آنها پرسیدند که کدام نوع بهتر است. پژوهشگران برایشان مهم نبود که کدام طعم را افراد بیشتر دوست دارند. میخواستند رفتار داوطلبان پس از فکر کردن به پول را بررسی کنند. به یک گروه از آنها گفته شد که فرض کنند ۲۵هزار یورو در یک قرعهکشی برنده شدهاند. به گروه دیگر گفته شد که فرض کنند ۲۵ یورو برنده شدهاند. افراد گروه اول اسمارتیزهای بسیار بیشتری خوردند. نتیجه این بود که پول مانند غذاست. در پژوهش دیگری که با اسکن مغزی افراد همراه بود، این نتیجه حاصل شد که پول مانند ابزار است. برخی از افراد نیز از کودکی و به تدریج، احساس عاطفی شدیدی با پول پیدا میکنند. اما واقعیت آن است که پول هر کارکردی که در ذهن انسان داشته باشد، نمیتواند برای انگیزهبخشی به کارکنان نقش کلیدی ایفا کند.
اگر قصد دارید که رفتاری انسانی با کارکنان خود داشته باشید و افراد را مانند مهرهها و چرخدندههای یک ماشین نپندارید، قانون سوم این است: «از پول، معضل نسازید!» تفاوت بسیاری بین شیوه پرداخت حقوق «بنگاههای» نظری و تخیلی ذکر شده در کتابهای اقتصاد با کسب و کارهای واقعی طرف حساب با کارکنان واقعیتر وجود دارد. پول انگیزه میدهد اما نه به شیوهای که بسیاری از افراد تصور میکنند. پول به قدری پیچیده است که بسیاری از مشاوران کسب و کار حتی درباره آن سوال نمیپرسند. با این حال، این مسأله برای بسیاری از رهبران سازمانی و مدیران برجسته هم دردسر شده است و در بسیاری از مواقع یک اشتباه در شیوه یا مقدار پرداختیها به پیامدهای گستردهای در عملکرد شرکت میانجامد.
کافی است که اشتباه کوچکی در رفتار با پول داشته باشید. در این صورت تبدیل به مشکل و گاهی تنها مشکل کسب و کارتان خواهد شد. بنیادینترین واقعیت درباره پول این است که اکثر ما مقدار بیشتری از آن میخواهیم. واضح است! حدود نیمی از آمریکاییها میگویند که «معتقدم باید پول بسیار بیشتری به من بدهند.» ۳ نفر از هر ۱۰ نفر دیگر هم اظهارات دوجانبهای در این زمینه دارند. مشابه این ارقام در استرالیا، کانادا، بریتانیا و هند هم دیده میشود. اما نارضایتی از میزان پرداختیها در چین و آمریکای لاتین بسیار بیشتر است و به حدود ۶ نفر از ۱۰ نفر میرسد.
همچنین به احتمال زیاد در هیچ جای جهان نمیتوانید نسبتی بیش از ۱ از ۵ نفر پیدا کنید که بگویند نباید مبلغ بیشتری در فیشهای حقوقشان درج شود.
نکته عجیب درباره سوالات مختلفی که درباره حقوق افراد از آنها پرسیده شد، این است که پول به جای آنکه «مشوق حیاتی» باشد، ارتباط ناچیزی با میل افراد به سختکوشی دارد. در آمریکا از شاغلان پرسیده شد که «چه میزان از تمام توانتان را برای شرکت میگذارید؟»
پاسخ افرادی که حس میکردند حقوق کافی میگیرند با افرادی که از حقوق خود ناراضی بودند یا وضعیتی میانه داشتند، تقریبا مشابه بود. در استرالیا، میزان رضایت از دریافتیها هیچ ارتباط آماری با حس اجبار به سختکوشی نداشت. حقوق بیشتری بدهید و عملکرد بهتری از کارکنان خود دریافت کنید؟ داستان به این سادگی نیست.
شاید به این دلیل است که کارکنان باور ندارند سختتر کار کردنشان منجر به دریافت حقوق بیشتر میشود. در نظرسنجی از تصمیمگیرندگان ۱۲۱ شرکت، یکچهارم از آنها اعتراف کردند که کارکنان «ناتوان در دستیابی به انتظارات عملکردی» باز هم پاداش دریافت میکنند. یکپنجم از شرکتها هم اذعان کردند که تفاوت پاداش افراد دارای عملکرد بالا و کارکنان با عملکرد ضعیف بسیار ناچیز است. یک ستون در روزنامه واشنگتن پست در انتشار یک گزارش این تیتر را زد: «چرا افراد وظیفهنشناس همچنان پاداش دریافت میکنند؟»
شکست پول در ایفای نقش «انگیزهبخش حیاتی» همچنین به این دلیل است که نمیتواند شادی بخرد. در چکیده یک پژوهش روی میزان پرداختی شرکتها چنین گفته شده است: «برخلاف نظریهپردازیهای مرسوم، نتایج حاکی از آن است که سطح پرداختی ارتباط اندکی با رضایت (کارکنان) دارد.» به جز سطوح شدید ثروت و فقر که وجود یا فقدان پول اثرات شدیدی دارد، سطوح متناقضی از رضایت را میتوان در سطوح میانه دید. بسیاری از افراد هستند که با میزان متعادلی از پول، رضایت دارند و افراد دیگری هستند که با یک زندگی راحت همواره غرولند میکنند.
اما مهمترین دلیلی که باعث میشود سطح پرداختی شرکتها اثر اندکی بر انگیزه و سختکوشی آنها داشته باشد، این است که حقوق و پاداش خستهکننده است. شاید اگر پرداختیها وابسته به عملکرد بود، شرایط فرق میکرد. شاید اگر مانند دوران نوجوانی برای کاری کوچک یا خاص در خانه، پاداش دریافت میکردیم، اوضاع متفاوت بود. اگر سرپرستان در پایان هر روز پول نقد به دست کارکنان میدادند و پاداشی اضافی برای افراد سختکوش در نظر میگرفتند، پول کارکرد مورد انتظار را داشت. در مورد این موضوعات میتوان صحبت کرد. در جهانی که پرداختها به طور مستقیم به حساب بانکی منتقل میشود، هیچکس با اشتیاق به خانه نمیدود تا به همسرش بگوید: «آهای، امروز همان مبلغی را به حسابم ریختهاند که ۶ ماه گذشته میریختند.»
حتی افزایش حقوق هم نظر ما را برای مدتی طولانی به خود جلب نمیکند. اقتصاددانان رفتاری این پدیده را «انطباقپذیری لذت» مینامند. زمانی که شرکت شما مبلغ بالاتری به حساب بانکیتان واریز میکند، تا چند دوره احساس بهتری دارید اما به زودی مخارج و انتظارات خود را با این مبلغ انطباق میدهید و دیگر برایتان تفاوت خاصی نخواهد داشت. مدیر مالی شرکت دوست دارد حقوق خود را مانند یک تلنگر روانی بداند اما بیشتر شبیه یک خمیازه است!
البته این واقعیتهای متناقض و سردرگمکننده به معنای آن نیست که وضعیت حقوق و پرداختیها نقشی محوری در حوزه منابع انسانی ندارد. اتفاقا بسیار کلیدی است. فقط به این معنی است که برای تحقق سه هدف جذب، انگیزهبخشی و نگهداشت کارکنان، انگیزهبخشی نیاز به دقت نظر خاصی دارد. با پول نمیتوانید انگیزه ایجاد کنید و باید به دنبال راهکارهایی باشید که شغل افراد برایشان ارزش ذاتی داشته باشند.

در این مطلب میخوانیم که چگونه یک کابل شبکه مناسب، همراه با خصوصیات آن را بشناسیم، برای پروژه شبکه محلی کدام کابل شبکه را انتخاب کنیم. همچنین برندهای برتر بازار ایران را معرفی خواهیم کرد و راهنمایی برای خرید انواع کابل شبکه را در اختیار شما قرار میدهیم.
کابل شبکه چیست؟
کابل شبکه یکی ازمهم ترین سخت افزارشبکه است که وظیفه انتقال داده را بصورت محلی برعهده دارد.هدف اصلی ایجاد یک شبکه ، ایجاد ارتباط بین اجزای شبکه، اشتراک گذاری منابع وانتقال داده است. اگردقت کرده باشید هدف اصلی شبکه بدون کابل شبکه تامین نمیشود.
انواع کابل شبکه و طبقهبندی چگونه است ؟
رایجترین کابل شبکه زوج به هم تابیده است که دارای چهارجفت سیم است. این سیمها به دور یکدیگر میپیچند تا اثر نویزو تداخل خارجی را کاهش دهند.
کابل شبکه در انواع مختلف وجود دارد که دو نوع دارای شیلد و فویلد محافظتی (SFTP) یا بدون شیلد محافظتی (UTP) از پرمصرفترین آنها میباشد. تفاوت این دو در این است که کابل دارای محافظ یا SFTP دارای دو لایه عایق اضافی محافظتی است و از دادهها در برابر نویز و تداخلات خارجی محافظت میکند.
کابلهای شبکه در رده و دستههای مختلف تولید میشوند، ردههای بالاتر پهنای باند بالاتری دارند و با سرعت بالاتری داده ارسال میکنند.
درجدول زیر، مشخصات سرعت و پهنای باند هریک ازدسته کابل شبکه و وضعیت محافظ یا بدون محافظ بودن آنها آمده است.
پهنای باند
سرعت درصد متر وضعیت محافظ دسته
100MHz 10/100Mbps بدون محافظ Cat 5
100MHz 1000Mbps / 1Gbps بدون محافظ Cat 5e
250MHz> 1000Mbps / 1Gbps بامحافظ یا بدون محافظ Cat 6
500MHz 10000Mbps / 10Gbps با محافظ Cat 6a
600MHz 10000Mbps / 10Gbps با محافظ Cat 7
2000MHz *25Gbps or 40Gbps با محافظ Cat 8
انواع کابل شبکه لگراند و طبقهبندی آنها
لگراند کابلهای شبکه خود را در طبقهبندیهای مختلف با توجه به استانداردهای موجود تولید کرده است.
از جمله کابل شبکه لگراند میتوان به Cat5e ,Cat6, Ca6a , Cat7, Cat7A , Cat8 اشاره کرد. همچنین در نظر بگیرید که از لحاظ ساختاری نیز این تنوع بیشتر خواهد شد.
به طور مثال کابل شبکه cat6 در انواع بدون شیلد و فویلد (UTP) ، دارای فویلد (FTP) ، دارای فویلد و شیلد (SFTP) و... وجود دارد.
راههای تشخیص کابل شبکه لگراند
شرکت لگراند برای هریک از دسته کابلهای خود، رنگی را در نظر گرفته است. خاکستری مختص Cat 5، آبی برای Cat6 و زرد برایCa6a تعریف شده است. پوشش بیرونی کابل شبکه لگراند Cat7 نیز به رنگ زرد است.
برندهای دیگرهم در دارای تنوع رنگ هستند، پس برای تشخیص کابل شبکه لگراند نمیتوان تنها روی رنگ آن اکتفا کرد. ازاین رو میتوان گفت تنها راه تشخیص کابل شبکه لگراند رنگ پوشش کابل نیست. یکی از راههای تشخیص این کابل وزن آن است، وزن تمامی محصولات این شرکت توسط این شرکت اعلام شده است، مثلاUTP Cat5e در بسته بندی کارتن و با روکش PVC و متراژ305 متر باید وزنی معادل 9kg داشته باشد.
یکی دیگر از راههای تشخیص کابل شبکه لگراند توجه به جنس مغزی است، جنس مغزی باید از جنس مس با خلوص صد درصدی است همین عامل سبب مرغوبیت و انتقال سریع داده در کابل شبکه برند لگراند شدهاست.
آشنایی با انواع کابل شبکه نگزنس
کابل شبکه نگزنس یکی ازمرغوبترین کابلهای شبکه است. کابلهای این برند ازلحاظ سرعت، تکنولوژی واستاندارد دردستههای مختلفی قرار میگیرند.
کابل شبکه نگزنس در دو نوع روکش از جنس PVCو LSZH تولید میشود. تفاوت این دو در این است که روکشهای LSZH فاقد هالوژن هستند و درموقع آتش گرفتن از خود دود سمی تولید نمیکنند.
انواع کابل شبکه نگزنس
کابل شبکه نگزنس دردستههایCAT6 UTP , CAT6 SFTP, CAT6a, CAT6a SFTP, CAT6a UTP, CAT7 تولید و راهی بازار میشوند. نکته قابل توجه درمورد کابل شبکه نگزنس این است که دستههای پرکاربرد برای مصارف درونی و بیرونی بهینه شدهاند. این به این معنی است که کابلهای پرکاربرد دردو نوع خارجی و داخلی تولید میشوند، نوع خارجی دارای پوشش اضافی است و طوری طراحی شده که در برابرشرایط محیطی مقاوم باشد.
راههای تشخیص کابل شبکه نگزنس
درمیان انبوهی ازبرندهای کابل شبکه چگونه میتوان کابل شبکه نگزنس را تشخیص داد؟ این سوال کاملا به جاست، درست است روی پوشش تمامی کابلهای شبکه نگزنس نام آن درج شده است ولی برای تشخیص آن کافی نیست.
اولین شاخصه، شاخصه ظاهری است. کابل شبکه نگزنس در دو رنگ مشکی و نارنجی تولید میشود. روکش مشکی برای محیط بیرونی است و در برابر شرایط آب وهوایی خارجی مقاوم است و رنگ نارنجی برای شرایط درونی طراحی و ساخته شده است.
ولی این تمام ماجرا نیست، ظاهر کابل شبکه نگزنس برای تشخیص آن کافی نیست، برای تشخیص کابل شبکه نگزنس باید سرعت، وزن، قطر و پیچش استاندارد کابل شبکه نگزنس را بدانید.
راهنمای خرید کابل شبکه
خرید کابل شبکه مانند گذشته آسان نیست. درگذشته یک گزینه برای خرید کابل شبکه وجود داشت آن هم CAT5 بود، اکنون گزینههای دیگری مانند Cat5e، Cat6، CAT7 حتی CAT8 وجود دارد.
ازطرف دیگررقابت بین برندها هرروز بیشتر و بیشترمیشود وبرندها مجبورند برای این که از بازار رقابت حذف نشوند، به روز شوند. همه اینها کار انتخاب کابل برتر را سخت تر میکند.
بنابراین اگر قصد خرید کابل شبکه را دارید، اولین قدم این است که وقت بگذارید و نیازمندی شبکه خود را ارزیابی کنید تا ازمیان انبوهی ازبرندها بهترین را انتخاب کنید، مثلا اگر سرعت سایر تجهیزات شبکه شما بالاست انتخاب کابل شبکه پرسرعت انتخاب خوبی خواهد بود درغیراین صورت، این سرعت برای شما تامین نخواهد شد.
پیشران صنعت ویرا همواره سیستم های مانیتورینگ دما و رطوبت اتاق سرور را با کابل های شبکه SFTP ارایه می نماید که بالاترین کیفیت انتقال و ارتباط را داشته باشد
شرکت پیشران صنعت ویرا با اساس نامه اتوماسیون صنعتی و کنترل ابزار دقیق و ساخت تابلوهای برق فشار قوی و ضعیف از سال 92 تاسیس گشت و ازهمان ابتدا در حوزه کاربرد ابزار دقیق در bms و سپس تولید و ساخت آنها قدم نهاد و در ادامه مسیر توانست با اتکا به تجربیات چندین ساله و استخدام نیروهای متخصص برق عملا جزو شرکتهایی باشد که محصولات قابل اتکایی با عناوین مانیتورینگ شرایط محیطی اتاق سرور -کنترلرهای دمای دیتا سنتر -دیتالاگرهای سردخانه و انبار -هشدار دهنده های دمای یخچال و فریزر و شمارشگرهای نمایشگاهی و فروشگاهی و تابلوهای برق متنوع با کاربردهای مختلف روانه بازار نماید در حال حاضر سیستمهای کنترل دما و رطوبت اتاق سرور این شرکت تنها سیستم مبتنی بر سخت افزار صنعتی plc-hmi در ایران است.